skip to Main Content

اصطلاحات انگلیسی مدیریت استراتژیک

اصطلاحات انگلیسی مدیریت استراتژیک
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

مدیریت استراتژیک فرآیندی است که به سازمان‌ها کمک می‌کند تا اهداف بلندمدت خود را تعیین کرده و به آنها دست پیدا کنند. این فرآیند شامل تجزیه و تحلیل محیط داخلی و خارجی سازمان، تدوین استراتژی‌های مناسب و اجرای آنها می‌شود. آشنایی با اصطلاحات تخصصی این حوزه برای مدیران، کارشناسان و فعالان حوزه مدیریت استراتژیک از اهمیت بالایی برخوردار است.

در این مقاله، به معرفی ۴۵ اصطلاح پرکاربرد در زمینه مدیریت استراتژیک به زبان انگلیسی می‌پردازیم:

  1. Business model (مدل کسب و کار): شرحی از نحوه عملکرد یک کسب و کار، از جمله نحوه ایجاد ارزش برای مشتریان و کسب سود.
  2. Competitive advantage (مزیت رقابتی): ویژگی یا عواملی که یک شرکت را از رقبا متمایز می‌کند و به آن برتری در بازار می‌دهد.
  3. Core competency (شایستگی کلیدی): مهارت‌ها یا توانایی‌هایی که برای موفقیت یک شرکت ضروری هستند.
  4. Corporate culture (فرهنگ سازمانی): ارزش‌ها، باورها و هنجارهای مشترکی که در یک سازمان وجود دارد.
  5. Corporate governance (حکمرانی شرکتی): ساختارها و فرآیندهایی که نحوه اداره یک شرکت را تعیین می‌کنند.
  6. Corporate social responsibility (مسئولیت اجتماعی شرکتی): تعهد یک شرکت برای انجام اقداماتی که به نفع جامعه باشد.
  7. Diversification (تنوع‌سازی): ورود به بازارهای جدید یا تولید محصولات جدید برای کاهش ریسک.
  8. Emergent strategy (استراتژی نوظهور): استراتژی‌ای که در طول زمان و به طور غیررسمی در پاسخ به شرایط متغیر ایجاد می‌شود.
  9. Enterprise resource planning (ERP) (برنامه‌ریزی منابع سازمانی): سیستمی که تمام فرآیندهای اصلی یک شرکت را در یک پلتفرم واحد ادغام می‌کند.
  10. Environmental scanning (پویش محیطی): فرآیند جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات در مورد محیط داخلی و خارجی سازمان.
  11. First-mover advantage (مزیت پیشگام بودن): اولین شرکتی که وارد یک بازار جدید می‌شود، می‌تواند از مزایایی مانند وفاداری به برند و سهم بیشتر در بازار بهره‌مند شود.
  12. Five forces analysis (تجزیه و تحلیل پنج نیروی): ابزاری برای تجزیه و تحلیل رقابت در یک صنعت با بررسی پنج نیروی اصلی: قدرت چانه‌زنی تامین‌کنندگان، قدرت چانه‌زنی خریداران، تهدید ورود رقبای جدید، تهدید جایگزینی محصولات و رقابت بین رقبای موجود.
  13. Goal (هدف): نتیجه‌ای خاص و قابل اندازه‌گیری که یک سازمان می‌خواهد به آن دست پیدا کند.
  14. Grand strategy (استراتژی کلان): استراتژی بلندمدت یک سازمان که جهت کلی آن را تعیین می‌کند.
  15. Implementation (اجرا): فرآیند تبدیل استراتژی به اقدامات عملی.
  16. Industry analysis (تجزیه و تحلیل صنعت): بررسی ساختار، روندها و رقابت در یک صنعت خاص.
  17. Innovation (نوآوری): فرآیند ایجاد ایده‌های جدید و تبدیل آنها به محصولات یا خدمات جدید.
  18. Long-term objective (هدف بلندمدت): هدفی که برای دستیابی به آن به زمان زیادی نیاز است، معمولاً بیش از پنج سال.
  19. Market analysis (تجزیه و تحلیل بازار): بررسی اندازه، روندها و رقابت در یک بازار خاص.
  20. Mission statement (بیانیه رسالت): بیانیه‌ای که هدف و ارزش‌های یک سازمان را به طور خلاصه بیان می‌کند.
  21. Missionary organization (سازمان مبلغی): سازمانی که هدف اصلی آن ارائه خدمات به دیگران به جای کسب سود است.
  22. Objective (هدف): نتیجه‌ای خاص و قابل اندازه‌گیری که یک سازمان می‌خواهد در یک بازه زمانی خاص به آن دست پیدا کند.
  23. Operational efficiency (کارایی عملیاتی): توانایی یک سازمان برای تولید خروجی با کمترین میزان ورودی.
  24. Organizational structure (ساختار سازمانی): نحوه سازماندهی و هماهنگی بخش‌ها و واحدهای مختلف یک سازمان.
  25. Performance management (مدیریت عملکرد): فرآیندی که در طی آن مدیریت مبنی بر اعداد و ارقام جهت بهبود عملکرد سازمان به کار گرفته می‌شود.
  26. Performance measurement (سنجش عملکرد): فرآیند جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات برای ارزیابی عملکرد یک سازمان در مقایسه با اهداف آن صورت می‌گیرد.
  27. . Porter’s five forces (پنج نیروی پورتر): ابزاری برای تجزیه و تحلیل رقابت در یک صنعت، که شامل پنج نیروی اصلی می‌شود: قدرت چانه‌زنی تامین‌کنندگان، قدرت چانه‌زنی خریداران، تهدید ورود رقبای جدید، تهدید جایگزینی محصولات و رقابت بین رقبای موجود ۵ نیروی پورتر را تشکیل می‌دهد.
  28. :Portfolio analysis (تجزیه و تحلیل سبد): ابزاری برای ارزیابی عملکرد واحدهای تجاری مختلف یک شرکت و تعیین اینکه کدام یک را باید حفظ، سرمایه‌گذاری یا واگذار کرد.
  29. Strategic alliance (اتحادیه استراتژیک): همکاری بین دو یا چند شرکت برای دستیابی به یک هدف مشتر
  30. Strategic business unit (SBU) (واحد تجاری استراتژیک): بخشی از یک شرکت که به عنوان یک واحد مستقل با اهداف و استراتژی‌های خاص خود اداره می‌شود.
  31. Strategic control (کنترل استراتژیک): فرآیند نظارت بر اجرای استراتژی و اطمینان از انطباق آن با اهداف سازمان.
  32. Strategic decision (تصمیم استراتژیک): تصمیمی که تأثیر بلندمدتی بر یک سازمان دار
  33. Strategic direction (جهت استراتژیک): مسیر کلی که یک سازمان برای رسیدن به اهداف خود دنبال می‌کنند.
  34. Strategic goal (هدف استراتژیک): هدفی که برای دستیابی به آن به تلاش و منابع قابل توجهی نیاز است و تأثیر بلندمدتی بر یک سازمان دارد.
  35. Strategic leadership (رهبری استراتژیک): توانایی ایجاد انگیزه و هدایت دیگران برای رسیدن به اهداف استراتژیک یک سازمان.
  36. Strategic management (مدیریت استراتژیک): فرآیند برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل استراتژی‌ها برای رسیدن به اهداف بلندمدت یک سازمان.
  37. Strategic planning (برنامه‌ریزی استراتژیک): فرآیند تعیین اهداف استراتژیک یک سازمان و ایجاد برنامه‌هایی برای دستیابی به آن‌ها.
  38. Strategy (استراتژی): برنامه‌ای بلندمدت که برای رسیدن به یک هدف خاص طراحی شده است.
  39. Sustainability (پایداری): توانایی یک سازمان برای برآورد نیازهای نسل حال بدون به خطر انداختن توانایی نسل‌های آینده برای برآورد نیازهای خود.
  40. SWOT analysis (تجزیه و تحلیل SWOT): ابزاری برای تجزیه و تحلیل نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای یک سازمان.
  41. Vision statement (بیانیه چشم‌انداز): بیانیه‌ای که تصویری از آینده مطلوب یک سازمان را ارائه می‌دهد.
  42. Value chain analysis (تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش): فرآیند بررسی تمام فعالیت‌هایی که در تولید و ارائه یک محصول یا خدمات نقش دارد.
  43. Visionary organization (سازمان آینده‌نگر): سازمانی که به دنبال ایجاد تغییرات مثبت در جهان است.
  44. Weaknesses (نقاط ضعف): جنبه‌هایی از یک سازمان که می‌توانند عملکرد آن را بهبود بخشند.
  45. Threats (تهدیدها): عواملی در محیط خارجی یک سازمان که می‌توانند بر موفقیت آن تأثیر منفی بگذارند.

این فقط ۴۵ مورد از اصطلاحات پرکاربرد در زمینه مدیریت استراتژیک به زبان انگلیسی بود. برای فعالیت موثر در این حوزه، لازم است با اصطلاحات تخصصی بیشتری آشنا شوید و بتوانید به طور روان و صحیح از آنها در مکالمات، مذاکرات و مکالمات خود استفاده کنید.

منابع برای یادگیری بیشتر  مدیریت زبان استراتژیک

  • کتاب‌های آموزشی مدیریت استراتژیک: کتاب‌های متعددی در این زمینه وجود دارند که می‌توانند به شما در یادگیری اصطلاحات و مفاهیم مربوط به مدیریت استراتژیک کمک کنند.
  • دوره‌های آنلاین مدیریت استراتژیک: دوره‌های آنلاین متعددی نیز در این زمینه وجود دارند که می‌توانند به شما در یادگیری این اصطلاحات به صورت تعاملی و با استفاده از روش‌های مختلف آموزشی کمک کنند.
  • وب‌سایت‌ها و منابع آنلاین: وب‌سایت‌ها و منابع آنلاین متعددی نیز وجود دارند که اطلاعات و اص

اُتیچر همراه شما در یادگیری زبان تجاری

کلاس زبان همراه شماست تا به بهترین سطح خود در زبان انگلیسی تجاری برسید. اُتیچر با برگزاری کلاس‌‌های تخصصی زبان انگلیسی مختص سازمان‌ها و شرکت‌ها به شما کمک می‌کند تا بتوانید سطح زبان تجاری خود را به شکل ویژه‌ای ارتقاء دهید.

به این مقاله امتیاز بدهید

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که به این نوشته نظر میدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top
×Close search
Search